تبليغاتX
نفرین به تو که نفرینم نکردی

نفرین به تو که نفرینم نکردی

نفرين به من .... نفرين به تو .... نفرين به عشق من و تو

هوات میخواد دوباره اشکامو در بیاره.... .

 

از زمانه دلم گرفته است، اما نه به اندازه سکوت تو ، نه به اندازه گذشت بي تفاوتت از جاده هاي

بي کسي ، تويي که تمام خاطرات مرا از آن خود کرده اي و از من يک غريبه ساخته اي ،

غريبه باخودم،با احساسم، با لحظه هاي بي قراريم و... ،امروز چشمان منتظر خود را بر

جاده ها دوخته ام

تا تو بیایی و دوباره سکوت نگاهت را ببینم.

***********************

عاشقت خواهم ماند..............................بی آنکه بدانی

دوستت خواهم داشت............................بی آنکه بگویم

درد دل خواهم گفت.................................بی هیچ کلامی

گوش خواهم داد..................................بی هیچ سخنی

در آغوشت خواهم گریست.......................بی آنکه حس کنی

در تو ذوب خواهم شد..............................بی هیچ حرارتی

اینگونه شاید احساسم نمیرد.... .

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 16:28  توسط چشمهای اشکبار  | 

بنویس از سر خط...

فكر نكن كه بي كسم خدا به دادم مير سه

كوه به كوه نميرسه آدم به آدم ميرسه

تقديم به مهرباني که دوستش مي دارم ...

مهرباني که مي دانم حتي نا مهربانيهايش هم،همه از سر سختگیری است..سختگیری برای

بهتر بودن... .

گفتي مي خواهي براي" هميشه" در کنار هم باشيم

و براي هميشه وجودم را به تو بخشيدم...... .

گفتي براي "هميشه" دوستم خواهي داشت

و براي هميشه قلبم را به تو بخشيدم........ .

گفتي ميخواهي" هميشه" مرا در کنارت احساس کني

و برای هميشه احساسم را به تو بخشيدم..... .

اما نگفتي که" هميشه" در زبان تو با "هميشه" در زبان من فرق مي کنه !!!.... .

و من نمي دانستم که دو هم وطن مي توانند زباني متفاوت داشته باشند

اما من نگفته بودم که_: در طول زماني که با هم بوديم اصلا حرفهايت را نشنيده بودم،

چه با زبان من حرف ميزدي چه با زباني ديگر!

من داشتم براي هميشه قلبم ، احساسم و وجودم را به تو مي بخشيدم............. .

************************

بنویس از سر خط...

بنویس که دلت دیگه به یاد اون نیست...

بنویس که بدونه وقتی نباشه قلبت از غصه خون نیست...

اون که گذاشت و رفت یه روز سرش به سنگ می خوره بر می گرده...

دیگه صداش نکن..بذار خودش بیاد دنبالت بگرده...

دیگه گریه نکن...آخه اشک تو باعث شادی اونه.......

دیگه به پاش نسوز...آخه اون واسه تو دیگه دل نمیسوزونه...

اگه می خواست می موند..

حالا که رفته غصه ش رفته ز یادم..

اگه پیشم می موند دیگه جز اون به هیچکس دل نمی دادم........ .

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت 19:39  توسط چشمهای اشکبار  |