هوات میخواد دوباره اشکامو در بیاره.... .
از زمانه دلم گرفته است، اما نه به اندازه سکوت تو ، نه به اندازه گذشت بي تفاوتت از جاده هاي
بي کسي ، تويي که تمام خاطرات مرا از آن خود کرده اي و از من يک غريبه ساخته اي ،
غريبه باخودم،با احساسم، با لحظه هاي بي قراريم و... ،امروز چشمان منتظر خود را بر
جاده ها دوخته ام
تا تو بیایی و دوباره سکوت نگاهت را ببینم.
***********************عاشقت خواهم ماند
..............................بی آنکه بدانیدوستت خواهم داشت
............................بی آنکه بگویمدرد دل خواهم گفت
.................................بی هیچ کلامیگوش خواهم داد
..................................بی هیچ سخنیدر آغوشت خواهم گریست
.......................بی آنکه حس کنیدر تو ذوب خواهم شد
..............................بی هیچ حرارتیاینگونه شاید احساسم نمیرد
.... .